تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

من ، ناهید ، محبوبه ، نوشین ، زن ... قانون !!!

 

آبستن تمام زنان جهانم

بار را زمین خواهم گذاشت

زندگی را خواهم زایید ...

 

روایت های ناهید کشاورز و محبوبه حسین زاده از زنان زندانی

آن دو قصه گوی زندان زنان، و ادبیات تخیلی کمپین یک میلیون امضاء / نوشین احمدی خراسانی

 

پ . ن۱ : در فکر تدارک یک لینکدونیم ، دوستان آگاه مرحمت کنند خوشحال میشم .

پ .ن۲ : خداوندا نگذار به نام تو به بندگان تو ظلم شود .

 



 نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم فروردین 1386 توسط مهتاب  |  من ، كودكيم ، حسني و منوچهر احترامي

من این مطلب رو از وبلاگ و بدانیم اگر کرم نبود بعضیها چیزی کم داشتند برداشتم :

 

 

افشاند هزار دل زهر تار «سيبيل» / گفتا كه دلت بجوي و بردار و برو!

يگ!
چند شب پیش رفتیم عید دیدنی و دست‌بوسی به اتفاق عزيزان خدمت استاد مسلم طنز ايران؛ منوچهر احترامی؛

Manouchehr Ehterami
براي ديدن تصوير بزرگتر روي عكس كليك كنيد!

اين شعر جاودانه‌ي حسني را يا خوانده‌ايد يا شنيده‌ايد يا در موبايل كسي به صورت دي‌جي به آن برخورد كرده‌ايد و بلوتوث!:

توي ده شلمرود
حسني تك و تنها بود

حسني نگو بلا بگو
تنبل تنبلا بگو
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه
نه فلفلي نه قلقلي
 نه  مرغ زرد كاكلي
هيچكس باهاش رفيق نبود
تنها روي سه پايه نشسته بود تو سايه
باباش ميگفت: حسني مياي بريم حموم؟
نه نميام نه نميام
سرتو مي خواي اصلاح كني؟
نه نمي خوام نه نمي خوام

كره الاغ كدخدا
يورتمه مي رفت تو كوچه ها
الاغه چرا يورتمه ميري؟
دارم ميرم بار ببرم
ديرم شده عجله دارم
الاغ خوب و نازنين
سر در هوا سم بر زمين
يالت بلند و پرمو
دمت مثال جارو
يك  كمي به من سواري ميدي؟
-نه كه نميدم
چرا نميدي؟
واسه اينكه من تميزم
 پيش همه عزيزم اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه!

غاز پريد تو استخر
تو اردكي يا غازي؟
من غاز خوش زبان
مياي بريم به بازي؟
نه جانم
چرا نمياي؟
واسه اينكه من
صبح تا غروب
ميون آب كنار جو
مشغول كار شستشو
اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
 ناخن دراز واه واه واه

در وا شد و يه جوجه
دويد و اومد تو كوچه
جيك جيك كنان
گردش زنان
اومدو اومد پيش حسني
جوجه كوچولو
كوچول موچولو
 مياي با من بازي كني؟
مادرش اومد قدقدقدا
برو خونتون تو رو به خدا
جوجه ريزه ميزه
 ببين چقد تميزه؟
 اما تو چي؟
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه

حسني با چشم گريون
 پا شد و اومد تو ميدون:
آي فلفلي آي قلقلي
 مياين با من بازي كنين؟
نه كه نميايم
چرا نمياين؟
فلفلي گفت:
من و داداشم
و بابام و عموم
هفته‌اي دو بار ميريم حموم
اما تو چي؟
قلقلي گفت:نگاش كنين
موي بلند روي سياه
ناخن دراز واه واه واه

حسني دويد پيش باباش
حسني مياي بريم حموم؟
ميام ميام
سرتو ميخواي اصلاح كني؟
ميخوام ميخوام
حسني نگو يه دسته گل
 تر و تميز و تپل مپل

الاغ و خروس و جوجه غاز و ببعي
 با فلفلي با قلقلي با مرغ زرد كاكلي
حلقه زدن دور حسن
الاغه ميگفت:
اگه كاري نداري بريم الاغ سواري
خروسه مي گفت:
قوقولي قوقو قوقولي قوقو
 هر چي ميخواي فوري بگو
مرغه مي‌گفت:
حسني برو تو كوچه
بازي بكن با جوجه
غاز مي‌گفت:
حسني  بيا با همديگه بريم شنا
توي ده شلمرود
حسني  دیگه تنها نبود

 شعر را از اينجا برداشتم!

دو

گفتم که دلم هست به پیش تو گرو 
دل باز ده آغاز مکن قصه‌ی نو
افشاند هزار دل زهر تار «سيبيل» 
گفتا كه دلت بجوي و بردار و برو!

سه

اين همان منوچهر احترامي است كه مجموعه‌هاي «حسني»اش تا به حال توسط 280 ناشر بدون اجازه‌اش چاپ شده‌است!
دست وزارت ارشاد چقدر درد نكند!

 

پ .ن۱ : من عاشق این داستان کودکانه ام و وقتی دخترم این داستان رو از حفظ می خونه احساس زیبایی بهم دست میده و من بی صبرانه منتظرم تا ۵ سالگی رو رد کنه و من با شاهزاده کوچولو آشناش کنم ...

 

 




 نوشته شده در دوشنبه بیستم فروردین 1386 توسط مهتاب  |