تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

دوم خرداد ، خاتمی و من

 

ممنونم از همه ی دوستانی که برای پست قبل کامنت گذاشتن ، چه موافقها و چه مخالفها . ادب حکم می کنه جواب کسانی رو که برام کامنت گذاشتن تو کامنت وبلاگشون بدم ولی اینقدر وقت ندارم که تو وبلاگ تک تکشون برم و همه جا هم چیزهایی شبیه به هم بگم . پس من رو ببخشید که اینجا می نویسم ، در مورد دوم خرداد ، خاتمی و اینکه من چی فکر می کنم .

یکی از دوستان به واقعه ی کوی دانشگاه اشاره کرد و وحشیگری ایکه در اونجا اتفاق افتاد و گفت ما نبودیم که ببینیم .فقط یادش رفت که احتمالن منم یه روزی ( که تصادفن همون روزها بود ) دانشجو بودم ! منم باتوم خوردم. تازه بیشتر ! من ترسیدم . اصلن ترس واقعی رو همونجا تو صدای کر کننده ی موتورها و زنجیرهای تو هوا چرخون شناختم ! تازه اصلن دانشجوی دانشگاه تهران نبودم ! مرام دانشجویی باعث شده بود اونجا باشیم . من و خیلیهای دیگه . ولی راستش من به اون حضور هیچ افتخاری نمی کنم . چون حرکت درستی نبود ، چون به موقع نبود . چون خام بود ، چون صداقت توش موج میزد و تو دنیای سیاست صادقین خام شکست خورده های ابدین .

کوی دانشگاه و وحشیگری شکل گرفته تو اون جریان هیچ ربطی به وحشیگری پلیس تو برخورد با اراذل نداره . یه جوری حرف میزنید آدم فقط اینو برداشت می کنه : " حالا که من کتک خوردم بذار همه بخورن ! من محکم تر خورده بودم ! " جدن قراره این منطق ایران رو نجات بده ؟! شما که از پلیسها هم بدتر شدید تو خشونت پیشگی ...

دوست دیگری بنده رو متهم کرده بود که" هنوز و بعد از ده سال به جای دیدن یک افق مدرن و جدید و منطقی هنوز به گذشته رویایی خود باز می گردید !" البته شعار خیلی قشنگه ولی دوست دارم بدونم این افق مدرن و جدید و منطقی دقیقن چیه و کجاست ؟ اصلن به معیار کی منطقی شده ؟ کمونیستها ؟ اپزسیون خارج از کشور ؟! مجاهدین ؟ اصلن کی گفته اینا بهتر از جمهوریه اسلامین ؟! که گفته کمونیستها آدم نمی کشن ؟ مگه تاریخشون وجود نداره ؟! مگه بعد از به قدرت رسیدن تو روسیه مردم رو قتل و عام نکردن ؟! وقتی قراره یه " تفکر " به جامعه حکومت کنه فرقی نمی کنه چی باشه . مهم اینه که هرچیو که نفیش کنه از بین می بره . کمونیست یه تفکره و هیچ امیدی بهش نیست . از من گفتن ...

گفته بودید انتخاب خاتمی انتخاب بین و بد و بدتر بود ولی شما غافل بودید که همه از یک سیستم هستند و طبیعتن همه عین هم !!!  نمی دونم بعد از رای آوردن خاتمی منتظر چی بودید ، نمی دونم منتظر چه جور معجزه ای بودید که معجزه ی اتفاق افتاده رو ندید ، ندید " بد " خیلی با " بدتر " فرق داره ، ندید میشه یه روز به " بد " به چشم " بدتر " نگاه کرد و یه پله بالا رفت . ندید ، خواستید پر بکشید ، بالی نبود . اینکه ندیدید تقصیر کسی نیست ، اینکه واقعی فکر نکردید تقصیر کسی نیست ، اینکه فکر کردید خاتمی بزرگترین ظالم دنیاست و دیگه رای ندادید تقصیر کسی نیست . اینکه حالا هر روز از عصبانیت دندونهاتونو بهم فشار میدید تقصیر کسی نیست . چون فقط خودتون مقصرید . ولی بدونید هر دفعه که چشمم به صورت خونین اون دختر میافته ، هر دفعه که لگد اون سرباز به اون دختر رو میبینم ، هر دفعه که صدای  پرزیدنت ا . ن رو میشونم لعنت می کنم تمام ایرانی هایی رو که فقط خودشون رو دیدن و نوک دماغشون رو ، چون همه چی تقصیر اوناست ...

نوشته بودید زمان به نفع خاتمی میگذره ، مخالفم . زمان داره به نفع ما میگذره . که بفهمیم فرصت داشتیم برای اینکه به سمت بهبود آرام ، قدم برداریم ولی این کار رو نکردیم . فرصت داشتیم فکر کنیم و نکردیم . حالا وقتشه که فکر کنیم . فکر کنیم به انتخاباتی که میاد ، فکر کنیم به انتخابات شورای شهر تهران که تحریمش کردیم ، که نتیجه س مشخصش الان برامون تکلیف معلوم می کنه ! فکر کنیم کجا خواستیم بپریم که با مخ خوردیم زمین ؟ چقدر خوبه که فکر کنیم به همه ی اتفاقاتی که تو ۱۰ سال گذشته افتاده ، فکر کنیم و ببینیم با خودمون چی کردیم ....

 

پ . ن : متاسفانه ۵ شنبه نتونستم پست بزنم ، دوست داشتم یه پست قشنگ میزدم برای یادبود بزرگ مردان و زنانی که بی چشم داشت برای این کشور جنگیدند ...

 پ. ن : راستی خبر شدین ؟ برابری دیه در دستور کار مجلس قرار گرفت . زنده باد کمپین یک میلیون امضا ، زنده با تغییر برای برابری ، زنده باد زنانی که کتک خوردند و از حقشان نگذشتند ، زنده باد پروین ، زنده باد جلوه ، زنده باد بابک ، زنده باد فریبرز ، زنده باد نسرین ، زنده باد سارا ، زنده باد آسیه ، زنده باد عمران ، زنده باد مریم ، زنده باد ژیلا ، زنده باد شادی ، زنده باد تمام مردان و زنانی که با شعار نفی خشونت برای بهتر شدن این سرزمین تلاش می کنند . زنده باشید زنده بانان .

 



 نوشته شده در شنبه پنجم خرداد 1386 توسط مهتاب  |