تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

این دخترها

 

این دخترها

همه ی نوه های دختر پدر و مادرم !

این ۳ تا دختر رو که میبینید اگر باهم بیافتن پدر ننه باباهاشونو اساسی در میارن ! نه که بد باشن ها ! نه ! گلن گل ! ولی خوب با گل بودنشون ماها رو از زندگی ساقط می کنن اونی که از بقیه بزرگتره  دختر کوچیکترین بچه ی خانواده یعنی منه . هستیه دیگه بابا

 

پ.ن : نمی دونم از کجای پست قبلیه من همتون به این نتیجه رسیدید که من از سوسک میترسم و ببینمش جیغ میزنم ؟ اوه ! تازه روانشناسیمم کردید ! اگر جدن از پست قبلیه من به این نتیجه رسیدید که من از سوسک می ترسم باید بگم خیلی ضایعید  ( اوه ! چه به همشونم بر خورد !  ) من گفتم می ترسم ؟ خدایی ؟ از چیش بترسم اصلن ؟! من از خداوند دلیل خلقتشو پرسیدم نه به خاطر اینکه من از سوسک می ترسم به خاطر اینکه به دلیل مشاهده ۲ بار سوسک در توالت منزل ( تنها و تنها دو بار در طول ۴ سال عمر دختر عزیزم ) ایشون دیگه مستقلن دستشویی نمیرن !

دیدید چقدر دلیل من با نگاه شما فرق می کرد ؟

 

 پی نوشت پس از ارسال :  " همه ی نوه های دختر پدر و مادرم " معنیش نمیشه " همه ی نوه های دختریه پدر و مادرم " . فکر می کردم وبلاگستانیها کمی دقت دارند !

 



 نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386 توسط مهتاب  |