تبليغاتX
بی بی مهتاب
   

امان از این گذران لحظات !

تا حالا شده عصبانی بشه و قاطی کنه ؟ و ( احتمالن ) تو این قاطی بازار توهین کنه و تحقیر ؟ و تهمت بزنه ؟ بعد تو بخوای حلش کنی چون معتقدی طرف فقط دچار سو تفاهم شده و اون ( به فرض بودن فاصله ) گوشیه تلفن رو روت قطع کنه ؟

اگر تو این موقعیت قرار بگیری چی کار می کنی ؟ ( فرض کنید شب هم باشه )

میری تخت میگیری می خوابی و به خودتم نمیگیری و یه کاری می کنه که بیاد معذرت خواهی کنه ؟

میری میگیری می خوابی و رفع سو تفاهم ها رو میگذاری برای فردا ؟

میری میگیری می خوابی و از این موقعیت استفاده می کنی که کل داستانو تموم کنی ؟

دوباره زنگ میزنی ؟ مثلن نیم ساعت بعد ؟ اگه هنوز عصبانی باشه چی ؟ اصلن اگه خوابیده باشه ؟

شاید هم تا صبح نگاه به ساعت می کنی تا عقربه ها برسن به اونجایی که اون از خواب پا میشه ( آخه دلت نمیاد از خواب بیدارش کنی ) بعد زنگ بزنی ؟ اگه برنداشت چی ؟

اگه برداشت چی ؟ چی میگی ؟ میگی سو تفاهم شده ؟ یا میگی کوتاه بیا من معذرت می خوام ؟

 

اگه جدن منتظرش می مونی تا بیدارشه و بهش زنگ بزنی و از دلش دربیاری ( تازه تو فرض ما تو هیچ تقصیری نداری ) میشه بگی چرا ؟ فقط چون از حضورش لذت میبری ؟

دوستت دارم = " از گذروندن لحظاتم با تو لذت میبرم. "

دوست دارم بدونم شماها تو موقعیت بالا چی کار می کنید ؟

 



 نوشته شده در سه شنبه دوازدهم تیر 1386 توسط مهتاب  |